بيانيه شبانه روز .
مفتي گلزار احمد نيمي
امروز صبح دوستان ما بیانیه ای از برخی بزرگان محترم خانواده اهل تاشی برایم فرستادند. در زیر امضاهای علاء سید سجاد علی نقوی، آلاما شیخ محسن علی نجفی و اما سید ریاض حسین نجفی آورده شده است. این سه دانشمند عمده و صفحه اول علمای اهل تاشی پاکستان هستند. به جز تروریست ها و افراط گرایان، همه مدارس به آن ها احترام می گذارند. منتظر نظر علمای اهل تاشی بودم تا چنین دیدگاهی را بیان کنند. چرا که زاکارین و برخی از جهادیان که برای آتش سوزی فرقه گرایی در کشور تلاش عاقلانه ای کرده اند، ملزم بودند که بیانیه محکمی از علما و مسئولان به دست بیایند که در شرایط کنونی شبیه به سوزاندن آب سرد است. تصمیمی که تصمیمی خواهد بود که از همه راضی خواهد بود. اما متاسفانه این بیانیه آمده است. من ابتدا این بیانیه را در خدمت خوانندگانم و سپس دیدگاهم خلاصه می کنم.
در این بیانیه آمده است: «ما همیشه گام های مثبتی برای متحد شدن برداشته ایم.» قانون و مسئولیت ما نقطه عطفی است. ما هزاران نفر رو قرباني کرديم برخی عناصر فرقه گرایی و ناآرامی ها را گسترش می دهند. مردم ما فرصت روشنی داده اند. تلاش و تلاش ما باعث ایجاد برادری بین مسلمانان مختلف پاکستانی شده است که برای برخی عناصر غیرقابل تحمل است. وضعیت کنونی توطئه عمیق تری می دهد، ما اجازه نمی دهیم موفق شود. تمام گام ها برای حفظ فضای صلح آمیز برداشته خواهد شد.
این روایت شبانه روزی است که جدی ترین مشکلاتی را که در شرایط کنونی به وجود می آید حل نمی کند. به عنوان مثال گفته شده است که برخی عناصر فرقه گرایی و ناآرامی ها را گسترش می دهند. این عبارت بسیار مبهم و نامفهوم است. برخی از عناصر چه کسانی هستند؟ در این شرایط بسیار جدی نباید چیزی می گفتید که شما را چنین فردی می کرد. او آشکارا گفت که خشونت در کشور زاکارین و غالی وجود دارد. دیگر راز ذکر آن در نشانه ها و کن ها نیست. او گفت که پادشاه فرصت خودش را داده است. اعتقاد بر این است که مردم دست کشیده اند، اما آیا موضع نخست مایا توسط اکثریت پاکستانی ها پذیرفته می شود؟ خرد من با هدایت و پاورقی های مراجا دنبال نمی شود. تعداد بسیار کمی از کسانی هستند که با قلب خود به ایمان پیامبران اعتقاد دارند. در غیر این صورت بسیاری هستند که در سخنرانی های خود از فائاوی امپراتوری بزرگ به عنوان یک داستان زعلب نام می گیرند. سخنرانی آن ها نشان دهنده سرنوشت پادشاه نیست.
در کراچی، رهبران شهرنشاه نقوی و سازمان های مختلف شیعه نیز روز گذشته یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار می کنند. همچنین از همان بزرگان شیعه یاد شده است. هر دو این اظهارات به هیچ عنوان از آصف الاروی و دیگر اسلندرها یاد نمی کنند. صحبت عمومی انجام می شود. به همین ترتیب کلیپی از دوست ما آقای راجا نصیر عباس جعفری که رئیس مجلس بود به کفر قرآن و قرآن اشاره کرد و تظاهرات را اعلام کرد اما آتشی را که در داخل پاکستان بود بیان نکرد. در تمام مناسبت هایی که پیش آمده است، هزاران قربانی و برنامه برای گسترش نفاق مذهبی وجود دارد، اما در راه حل به عبارتی اشاره نشده است. این سوال مطرح می شود که چه کسی برای تحقق خواسته های عناصری که نفاق مذهبی را گسترش می دهند چه می کند؟ چه کسانی در خیابان ها و تقاطع ها نفرین می شوند؟
هنوز به ذکر است آصف الاروی و گالهای دیگر به من مانند دادن یک برش تمیز به آنها است. ممکن است برخی راضی باشند که این غالی ها به سیدنا ابوبکر سیدیک توهین کرده اند، اما به ویژه عبارت غالی را در نظر بگیرید وقتی گفت «سیده حق خود را نخواست بلکه برای انجام کافیر رفت، پس آیات قرآن فضل او را در خلافت نخوانده».
بد است کسی را باور کنید و این کار را با دانه انجام می دهد. پس ايمان کجا بود؟ اگر قرار باشد جلالی به سوی سیدا (حضرت) هدایت شود، اهل اسلام نیست. اما اگر گالوی به سمت seda است، شما باید یک بیانیه گرد. این عدالت نیست. این نوع آگهی هومیوپاتی بسیاری را مجبور به فکر کردن کرده است. این سیاست بین پیروزی های زیادی به دنیا آورده و باعث خواهد شد که بسیاری به خدا بروند و چه تعداد پیروزی به پیش خواهد آمد. این اشتباهات منجر به بالا رفتن بسیاری از گروه های تروریستی جدید نخواهد شد و صلح را در کشور به ارمغان خواهد آورد. این سیاست نرم در مورد گالیان باعث شده است که برخی از اهل سنت به تجمعات تروریست ها بروند و شعارهای کافرها را سر دادند. یک فرد واحد کمک کنندگان زیادی دریافت کرده است.
در این شرایط بیانیه کسانی که روی هماهنگی بین فرهنگی در کشور کار می کنند ضربه بزرگی بوده است. من خیلی منتظر موضع شیعه بودم. من به یک امن در آب سرد 12th و دو بیشتر در امن رفت. اما الان تصميم گرفتم که وارد اين پناهگاه ها نشم پس از اینکه آگهی ای در گروه های ویت سوپ بر من ظاهر شد، تندروها برهنه به من دادند و من این کار را برای هدف بزرگتری ادامه دادم و به تحمل آینده ادامه می دادم، حتی اگر موضع محکمی از سوی این علما وجود داشت. من مرد کوچکی هستم، معتقد به راه وحدت هستم. صدای من در کشور آن چندان قوی نیست، اما به بالا بردن آن ادامه خواهم داد. دستور کار وحدت ام در بخش متحد اعتقاد من این است که فرمان پروردگار من است. ناامید نشدم اما احساساتم خیلی طاقت فرسا بوده است. من به مبارزه با دوستانی که وحدت را بخشی از ایمان خود می بینند ادامه خواهم داد. مرحله جماعت حرام و جمیه نائمیا اسلام آباد همچنان با همان نوع لرزه شناسان مدارس مختلف تزئین خواهد شد. ان شاالله
من هميشه موضعي ميگيرم که فکر ميکنم درسته و بعدش روي اون ميمونم . کبھی کسی رسہ گیر کی گالم گلوچ یا بھونڈی تنقید مجھے اپنے موقف سے نہیں ہٹا سکی۔ من فکر می کنم بقا و سلامی این کشور در هماهنگی بین مسلمانان است. ما نمی توانیم بدون بدن بودن با جهانی گرایی و صهیونیسم مبارزه کنیم. ما باید در گوشه های کوچک ویرانه ها راه برویم و در بزرگراه اسلامی کنار هم قدم بگذاریم تا شبکه هایی را که نیروهای ضد اسلام پشت سر گذاشته اند سیم کشی کنیم. بدون فرد یا مدرسه بی معنی است.
اما اقبال گفت.
فردی را لینک جماعت رحمانست
توسط یوهار اورا کمال
توجه: هدف من این نیست که به هیچ توهین کنم. اگر هر یک از برادرانم دل کرده اند، متاسفم.
طالب دوآ
گلزار احمد نائمی