شهادت امام حسین و جهان شمولی اسلامی
تانزیل بیگ قدری
حوادث زیادی در جهان وجود دارد که آثار خود را برجای می گذارد. تأثیرات آنها موقت یا فردی است یا محدود به جامعه خاصی است. که با گذشت زمان کمرنگ می شوند. دهها فداکاری و شهادت در تاریخ اسلام در بسیاری از نبردهای حق و باطل اتفاق افتاد ، اما منحصر به فرد بودن و وحدت شهادت امام حسین (ع) توسط هیچ کس دیگری قابل اشتراک نبود. این شهادت بزرگوار اگرچه در چهارم محرم ظهور کرد ، اما در تاریخ جهان برای هیچ کس دوم نیست. دلایل مختلفی برای این جهانی شدن وجود دارد که اصلی ترین آنها این است:
1- شهادت حسین قبل از مسلمانان ، از دوره خود و بعد از آن ، در آفرینش خدا جایگاه ویژه ای دارد. به همین دلیل است که وقتی خداوند متعال برای نجات حضرت اسماعیل (ع) از ذبح قوچی از آسمان فرستاد ، در همان زمان وی را از کشتار بزرگی در آینده فرزندانش آگاه کرد. او گفت:
فَفَدَیْنٰہُ بِذِبْحٍ عَظِیْمٍ
"بنابراین ما اسماعیل (علیه السلام) را از فداکاری بزرگ در فدیه نجات دادیم." (سوره صافات: 2)
علامه اقبال ، حکیم امت ، در جمع دانشمندان مختلف ، در کتاب "راموز-بخودی" گفته است:
خدا تو را به نام خدا برکت دهد
معنای ذبح بزرگ پسر آینده
"این جلال خداوند است که پدر پدر بسم الله است
در حالی که پسر معنای ذبح بزرگ اعلام شده است.
نه تنها قرآن کریم بلکه شواهد تاریخی نشان می دهد که اهل کتاب از شهادت حسین قرنها قبل از تولد پیامبر اکرم (ص) و همچنین شفیع بودن پیامبر اکرم (ص) در قیامت آگاه بوده اند. ابن عساکر نقل می کند که امام بنی سلیم از اسحاق خود نقل کرد که او برای نبرد به روم رفت و سپس به یک کلیسای مسیحی رفت که در آنجا این شعر را نوشت:
چگونه ام ام حسین را کشتید؟
شَفَـاعَـۃَ جَـدِّهِ یَوْمَ الْقِـيَـامَۃِ
"امتي كه حسين را كشت چگونه مي تواند به شفاعت پدربزرگش در روز قيامت اميدوار باشد؟"
اسحاق از رومیان پرسید: چه مدت است که در این کلیسا به این نامه نگاه می کنید؟ وی پاسخ داد: ششصد سال قبل از ظهور پیامبرت. (تاریخ دمشق 14/243)
این حقایق تکوینی در مورد شهادت حسین نیز توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از بسیاری جهات برای اصحاب خود و اهل بیت (ره) آشکار شد. بنابراین ، در حدیثی از صحیفه نقل شده است که حضرت ام سلمه (رضوان الله تعالی فرجه الشریف) روایت می کند که روزی در حالی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه خود اقامت داشت ، اشک از چشمان مقدس او جاری می شد. پرسیدم: یا رسول الله ، امروز چه مسئله ای وجود دارد که اشک از چشمان مقدس سرازیر می شود؟ وی گفت: به تازگی توسط جبرئیل به من اطلاع داده شده است كه:
مِنَّ ُّمَّتَكَ سَتَقْتُلُ هَذَا بِارْضٍ يُقَالُ لَهَا كَرْبَلَاءُ
"امت شما فرزند شما حسین را در این سرزمینی که کربلا نامیده می شود به شهادت می رساند." (المعجم الکبیر: 2819)
برعکس ، در برخی احادیث ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از یزید نیز یاد کرده اند (این آغاز) به همین دلیل است که شهادت بزرگ امام حسین (ع) قبل از وقوع و سپس از طریق وحی شهرت عمومی پیدا کرده بود.
2- شهادتهای دیگر فردی یا یک یا دو نفر از اعضای خانواده هستند. اما فداکاری همه اعضای یک خانواده تنها راه تشخیص چمنستان پیامبر است. در کتب تاریخ و حدیث با روایت معتبر ذکر شده است که شهادت بیش از 5 نفر از افراد وابسته به خاندان نبوت در میدان کربلا صورت گرفت.
3- الله تعالی بندگان وارسته خود را به طرق مختلف ، گاه با مال ، گاه با زندگی ، گاه با فرزندان ، گاه با اخراج از کشور و … آزمایش می کند. در شهادت حضرت امام حسین (ع) ، خداوند متعال همه مصائب و مصائب را جمع آوری کرده است تا م believeمنان تا روز قیامت استدلال کنند که ایمان به یک فداکاری ، یک بدبختی واحد ، یک محاکمه واحد نیاز ندارد اما قساوت و مصیبت لازم است و حقیقت این است که در چنین زمانی صداقت مومن شناخته شده است. به همین دلیل در زمان شهادت امام حسین پرسید: این چه سرزمینی است؟ افرادی که در اطراف او ایستاده بودند پاسخ دادند که این کربلا است.امام اعظم سخنان پیامبران را تکرار کرد و فرمود:
صَدَقَ النَّبِيُّ ﷺ: ِّنَّهَا أَرْضُ كَرْبٍ وَبَلَاءٍ
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود این سرزمین مصیبت و مصیبت است (المعجم الکبیر: 2812).
4- از آنجا که شهادت حسین یکی از مهمترین و مهمترین وقایع آفرینش خداوند است ، این شهادت از نظر تأثیرات و پیامدهای گسترده آن بی نظیر است ، زیرا تأثیرات سیاسی ، عقیدتی ، اقتصادی و اجتماعی آن در دولت اسلامی به وجود آمده است. آنها حتی امروزه نیز قابل مشاهده و احساس هستند ، اما هیچ لایه ای از انقلاب های جهانی در جهان رنگ و بو وجود ندارد که تحت تأثیر این شهادت نباشد.
از مشخصات بالا مشخص می شود که شهادت حسین همیشه یک آرمان عالی برای هر نیروی انقلابی بوده است. دلیل اصلی این امر این است که وقتی سلطنت در سرزمین اسلام ریشه دوانید و م believeمنان طعمه دیکتاتوری ها ، استبداد و بی عدالتی شدند ، پس نظام اسلامی سلطنت که مبتنی بر دموکراسی بالا و مشورت بود. نه تنها به پایان رسید ، بلکه پادشاهان هوس باز ، به دلیل بی کفایتی و ملکه های شهوت خود ، شرایطی را ایجاد کردند که اعتقادات اسلام و مفهوم آن از حیثیت و تقدس جا افتاد ، که ناگزیر به نتیجه اقتصادی ، آسیب های اجتماعی ، اخلاقی و اقتصادی غالب بود که منجر به از هم پاشیدن نظام جمعی اسلام در سطح ملی و بین المللی شد. بنابراین ، تاریکی که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) و خلفاى راست هدایت شده ، پیرو او ، امت مسلمان را بیرون آورده بودند ، دوباره به همان تاریکی تاریک ظلم و جهل رانده شد. یک مطالعه به ظاهر بی طرفانه تاریخ اسلام به روشنی روشن می کند که وقتی دولت اسلامی از خلیفه به سلطنت منتقل شد ، زیر سایه آن کشنده ترین و اسلام هراسی ترین بیماری ها و این بیماری ها قرار گرفت. موضوعاتی که به این دلیل بوجود می آیند را می توان به عناوین اصلی زیر تقسیم کرد:
ط- دینی و اعتقادی
ii- فکری و سیاسی
iii- جمعی و اجتماعی
IV – فقه و کلام
v. اقتصادی و مالی
در سیاست اسلامی ، یک اصل از ابتدای اسلام در حال اجرا است: "جدا از سیاست ، تنها چنگیز خان باقی مانده است" (اقبال) و دانشجوی متوسط ادیان جهان نیز از این واقعیت که سطح ملی و بین المللی است آگاه است اما انگیزه واقعی برای هر نوع تغییر دین بوده است ، خواه از پذیرش دین باشد یا از رد دین. و این عنصر مذهبی به ویژه در اعتقادات و اعمال اسلامی بسیار مثر بوده است و این همیشه ویژگی بارز هر جامعه اسلامی بوده است. با در نظر گرفتن این واقعیت های اساسی ، هنگامی که ما برداشت های متفاوت و متناقض از تحول دولت در سطح اسلامی را بررسی می کنیم ، این واقعیت روشن می شود که وقتی امیر معاویه سلطنت را تأسیس کرد ، مفهوم دولت اسلام و همه لوازم آن نظام سیاسی و شیوه زندگی اسلامی ، برخلاف سایر جوامع و جوامع غیرمسلمان ، نابود شد. در نتیجه ، دربار سلطنتی به جای مجلس تاسیس شد ، به همین دلیل مسلمان در هر سطح گمراه شد. یک سیستم حکومتی مبتنی بر استثمار و تجاوز شکل گرفت. تحت شورا ، نامزدی تاج جای سیستم انتخاباتی را گرفت. حضرت حسن بصری با ابراز تأسف از معرفی نظام سلطنتی گفت: "به دلیل همین نظام سلطنتی ، این پادشاهان در زمان خود شروع به بیعت با پسران خود کردند. اگر این نبود ، روز رستاخیز در میان مسلمانان شورا بود." . (تاریخ خلفا: 339) به همین دلیل است که وقتی امیر معاویه یزید را به عنوان ولیعهد منصوب کرد و نفرت و خشم علیه او در جهان اسلام آغاز شد ، از فتنه و فساد مردم کوفه صحبت کرد. هنگامی که از رفتن وی به کوفه جلوگیری شد ، حضرت عالی با در نظر داشتن کل نظام حکومتی اسلام ، فرمودند:
من فکر نمی کنم که بهانه ای برای بهانه آمدن خدا در کنار گذاشتن جهاد باشد ، و من مصیبت بزرگی را که از آن به شما امر کرده ام نمی دانم.
"من فکر نمی کنم که خداوند بهانه ای برای من داشته باشد که علیه شما جهاد نکنم و نمی دانم که فتنه ای بزرگتر از حکومت شما بر این امت وجود دارد." (البیضاat: 11/500)
امام پیامبران (صلی الله علیه و آله) نیز به همین واقعیت اشاره کردند:
این دستور به صورت اقساطی ثابت نشده است تا زمانی که مردی از امت بنی امیه کشته شود.
"این سیستم حکومتی مبتنی بر عدالت و انصاف تا زمانی ادامه خواهد یافت که مردی از بنوامیه در آن شکاف ایجاد کند." (مسند ابی یالی: 870)
حال بگذارید افراد بصیرت خودشان تصمیم بگیرند که منبع واقعی حدیث کیست.
بیایید نگاهی اجمالی به تغییر در تفکر جمعی ، اعتقادات و اعمال مذهبی و سطح سیاسی و اقتصادی ناشی از شورش ها و اختلالات ایجاد شده توسط سلطنت در ولیعهد امیر معاویه ، یزید ، ببینیم. سبط ابن الجوزی اظهار می دارد:
"یزید اولین کسی بود که در انظار عمومی مشروبات الکلی مصرف کرد." برده های باز به آواز و شکار علاقه داشتند. او معمولاً بردگان و سگها را به فرزندی قبول می کرد و علناً هر کاری را که راهی برای زندگی افراد تجمل گرایانه بود ، انجام می داد. مرغها را بزرگ کرد و سپس با آنها جنگید او از تمام وسایل ورزشی لذت می برد و میمون ها را نگهداری می کرد. او میمونی داشت به نام ابو قیس. روزی که یزید صبح مست می شد ، میمون را به اسبش می بست ، که آن را روی ساز موسیقی ساخته شده از طناب های ابریشم می بست. این میمون نادیم خاص او بود ، او به او شراب می داد ، او روپوش های زرد و قرمز و کلاه های طلایی می پوشید. و اسبها را طوری می دوید که میمون بالای سر آنها باشد یک بار میمون را سوار الاغ وحشی کرد و آن را رها کرد تا در مسابقات اتومبیلرانی با اسب ها رقابت کند. خر از اسبها سبقت گرفت ، اما ناگهان افتاد و همراه با میمون ابو قیس مرد. یزید از مرگ میمون بسیار ناراحت بود ، بنابراین او را کفن کرد و سپس او را به خاک سپرد و به سوری ها دستور داد تا میمون را عزادار کنند. در مقابل ، بلاذری اظهار می کند که مرگ یزید به گونه ای رخ داده است که وی میمونی مست را با خود بر روی یک خر وحشی قرار داد و از پشت به او زد و باعث سقوط یزید و شکستن گردن او شد. مقداری از شکمش را رفته یا قطع کرده و زمین خورده است ، که باعث مرگ او شده است. و طبق گفته هیثم: یزید هر کاری را که می خواست انجام دهد. »(سوره الزمان: 8 / 297-299)
شخصیت غیراخلاقی یزید برای همه افراد با طبع و نظر سالم کاملاً شناخته شده بود ، به همین دلیل آنها با تاج گذاری او مخالفت کردند و امیر معاویه را ترساندند. ابن سیرین اظهار می دارد:
عمرو بن حزم نزد معاویه آمد و به او گفت: در مورد امت محمد ، کسی را به تو یادآوری می کنم که او را جانشین خود بر این امت کرده ای. معاویه گفت: من هیچ نقصی در قلب خود ندارم ، بنابراین به نظر شما نیز اطمینان دارم ، اما نکته این است که کسی به جز پسر من و فرزندان دیگران باقی نمی ماند و پسر من از حق بیشتری برخوردار است. "(تاریخ خلفا: 339ــ 340)
این نکته نگران کننده است که امیر معاویه این سخنان را بیان کرد در حالی که می دانست امام حسین و ابن زبیر در میان امت از سلامت برخوردارند. نتیجه این لجاجت امیر معاویه این بود که یزید به سلطنت رسید و بدین ترتیب اداره کشور کاملاً به دستان اراذل و اوباش ، هوس بازان ، غیرصادقان و استثمارگران سپرده شد. حکومت اسلامی تأسیس شده توسط پیامبر اکرم و خلفا به درستی بر اساس حاکمیت الهی و شورا (دموکراسی) به جای حاکمیت انسانی بود. هدف اصلی آن آزادسازی بشریت از زنجیرهای بردگی شخصی و تبدیل آن به لانه ای از تقوا ، آزادی اندیشه ، برابری و برادری و عشق بود. اما سیستم حکومتی که امیر معاویه تأسیس کرد فاقد همه این اصول اساسی بود ، بنابراین دولت یزید مبتنی بر مفهوم سلطنت شخصی و دیکتاتوری بود که به ناچار منجر به سلب حقوق اساسی شهروندان دولت اسلامی شد. ، دولت تبدیل شده است به یک منظره و صحنه صرف مزخرفات و کلاهبرداری ها. همه جا احساس درماندگی وجود داشت. یزیدیسم بازار بدبختی ، ستم ، استثمار ، ستم ، تجزیه طلبی ، قتل و خونریزی را در همه جا گرم کرده است. درگیری ها ، شورش ها و شورش های خانوادگی در حال افزایش بود زیرا مقامات بیت المال را شیطانی خود قرار دادند و بدون هیچ گونه تردیدی شروع به خرج کردن ثروت خود و اعضای خانواده خود کردند و مردم جرات نمی کردند در این باره س askال کنند. . اگر کسی جرأت چنین کاری را داشت ، سر او از بدنش جدا می شد. گویی مقامات برده داری را بر مردم تحمیل کرده بودند. این دوره سلطنت بود که پیامبر اکرم (ص) به آن به امت خبر داده بود:
هَلَاکُ اُمَّتِي عَلَى يَدَيْ ُْغْلَيْمَةٍ سُفَهَا مِنْ قُرَيْشٍ
"نابودی امت من به دست چند غلام نادان قریش خواهد بود" (بخاری: 7058)
نه تنها این ، بلکه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز زمان ظهور این بردگان احمق را تعیین کرد. از ابوسعید خدری نقل شده است که وی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شنید که می فرمود:
یَقُونُ خَلَْفٌ مِنْ بَعْدِ السِّتِینَ سَنَةً اَضَاعُوْا الصَّلوَةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ ، فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا
برخی از فرزندان نامشروع در هفتم امسال وجود دارند که نمازهای خود را هدر می دهند و به شهوات خود می پردازند. بنابراین ، او به زودی وارد عرصه جهنم خواهد شد. »(مسند احمد: 11649)
و حضرت ابوهریره نماز می خواند:
الله ، آنها رهبر ساتن نیستند ، آنها گفتند: و سر ساتن چیست؟ قَالَ: اِمَارَةُ الصِّبْيَانِ
"الله! من هرگز به سن شصت سالگی نرسیدم. افراد اطراف پرسیدند: در اوایل دهه شصت چه اتفاقی می افتد؟ وی گفت: "دولت سفیهان كودك" (المعجم الاوسط: 1397).
وی در توصیف ویژگی های دولت صبیان گفت:
وَیْل م لِلْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ َْقَرتَرَبَ: َِمَارَةُ السِّب ، یَانِ
"وای بر اعراب به خاطر شروری كه نزدیك است ، یعنی حاكمیت سفیهان كودك ، اگر اعراب از آنها اطاعت كنند ، آنها را به جهنم می اندازند ، و اگر از آنها سرپیچی كنند ، ما گردن آنها را خواهیم شکست. "(نویسنده ابن ابی شیبه 🙂
و راویان و فقها اتفاق نظر دارند که اولین احمقان ذکر شده در حدیث یزید بن معاویه بود که در سال 6 به سلطنت رسید و تا سال 6 در قدرت باقی ماند. (فتح الباری: ابن حجر عسقلانی ، 13/10)
با توجه به حقایق فوق ، دانشمندان و فرهیختگان به خودی خود تصمیم بگیرند كه وقتی یزید و یارانش از هم پاشیدند ، اجبار ، اسلام هراسی ، زوال اخلاقی ، فساد عقاید و اعمال و ظلم و تعدی در سطح ملی و جمعی. این افراط به اوج خود رسیده بود و سیستم حکومتی از هر لحاظ کاملاً بی نظم بود ، بنابراین آیا امام حسین راهی جز اقدام نداشت؟ هنگامی که همه مردم به جان هم افتادند و حتی بقیه صحابه نیز در برابر ظلم و بی عدالتی یزید سکوت کردند ، در این صورت تنها نوادگان م effectiveثر خاندان پیامبر که وارث واقعی کرسی تبلیغ پیامبر و عرفان پیامبر است اگر چنین است ، آیا آنها نیز در مقابل ظلم و بی عدالتی یزیدی ها زانو می زنند و سکوت می کنند؟ قطعاً نه ، زیرا در چنین طوفانی که مسئله حمایت از دین و حرمت دین مطرح شود ، سکوت چنین موجود بزرگی اسلام را برای همیشه نابود خواهد کرد ، زیرا اکنون زمان محافظت و تبیین اعتقادات مذهبی ، اعمال و معیارهای دین بود. تا همان اسلامی که جد بزرگ شما الله آورده است تجدید شود. بنابراین ، وی برای تجدید دین و ملت و بقا و احیای اصول و ارزشهای آن به میدان رفت. این شکوه آنها بود و این همان چیزی بود که آنها را زینت می داد ، وگرنه در زمانی که وضعیت دین در هر سطح منسوخ و رقت انگیز شده بود ، اگر جگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) در برابر همان سیستم حکومتی خم شده بود. اگر آنها با بیعت با شریر و بد اخلاق دین را منحرف می کردند و با اصول جهانی اسلام سازش می کردند ، آنگاه رئیس دین شکسته می شد و دینی که تا روز قیامت برای بشریت آشکار می شد شکوفا می شد. در آغاز می مرد. حضرت علی (ع) از این واقعیت تکوینی کاملاً آگاه بود ، به همین دلیل نه تسلیم دیکتاتوری و سلطنت شد و نه حکومت غاصبان حقوق اساسی بشر را تأیید کرد ، بلکه با خون پیروان خود. وی شبه جزیره عربستان را به گونه ای نقاشی کرد که باورهای غلط ، آسیب های اجتماعی و اقتصادی را با خود به همراه داشت و مفاهیم اسلامی کانون توجه دائمی مردم قرار گرفت.
برخی به اصطلاح متفکران و دانشمندان جاهل با کنایه ای بسیار می گویند که حرکت حسین برای امارت بود. ما از این جعل کنندگان می پرسیم که هدف از همه انقلاب های اصلاحی که در جهان اتفاق افتاد چیست؟ انقلاب سوم انگلیس ، انقلاب سوم فرانسه ، انقلاب هند سوم ، و از این نظر نهضت آزادی ، انقلاب سوم روسیه ، دو جنگ بزرگ و انقلاب سوم ایران و … به پایان رسید. حقیقت این است که وقتی افراد قدرت منشأ و منشأ هر شیطانی هستند ، اصلاح و تجدید نیاز به امارت و دولت دارد. این واقعیتی است که فقط یک ذهن نامتعادل می تواند آن را انکار کند.
پیامدهای شهادت حسین شاهد تفکر ماست. پس از این شهادت بزرگ ، اصول اساسی حکومت اسلامی برای علما و فقها روشن شد و اینکه سرنگونی نظام حرمت و حرمت اسلامی چه شورش ها و بدی هایی ایجاد می کند ، این شهادت همچنین همه این موازین اسلام را پایه گذاری کرد. . به همین دلیل است که با توجه به اعتقادات و اعمال در فقه و کلام ، سوره های امارت و امامت در این موضوعات سیاسی و مذهبی تأسیس شده و همه ائمه مجتهدین در بداخلاقی یزید توافق کرده و او را محکوم کردند. امام هایتمی بر این عقیده است که: «پس از توافق علما در مورد تجاوز به یزید ، درباره ارسال نفرین بر یزید ، به ویژه به نام وی ، اختلاف نظر وجود دارد. بنابراین گروهی که شامل ابن الجوزی و امام احمد بن حنبل و … هستند ، به حقانیت لعن یزید با نام اعتقاد دارند.امام احمد بن حنبل فرمود: آیا کسی که به خدا ایمان دارد می تواند با یزید دوستی کند؟ و چرا کسی را که خدا خودش در کتابش لعنت کرده لعنت نمی کند؟ وی پرسید: خداوند كجا یزید را در كتاب خود لعن كرده است؟ او گفت: در این دستورالعمل خداوند:
F t l asytm tfsdua tulytm برداشت خود از شما که tqtaua arham ك m 22 aul ىك lan ه m fasm ه m and aam absar ه m 23 خدا (الله محمد: 22 – 23)
بنابراین دور از شما نیست که اگر دولتی بدست آورید ، فساد را در این سرزمین گسترش داده و خویشاوندی خود را قطع خواهید کرد. اینها کسانی هستند که خداوند آنها را نفرین کرده است ، آنها را از حق کر کرده و چشمانشان را کور کرده است.
آیا فسادی بیش از قتل است؟ »(الصواعق المحرقه: 3/635) در حقیقت ، در شرح فقه اکبر ، تکفیر یزید از امام احمد بن حنبل نقل شده است. ابن همام ثروتمند است:
در مورد كفر یزید اختلاف شده است ، بعضی او را كافر خوانده اند زیرا او مواردی را بیان كرده است كه نشانگر كفر او است ، به عنوان مثال: الكل را حلال می دانست. وی پس از كشتن حسین و یارانش ، این خرافه را منتشر كرد كه: آنچه آنها با بزرگان و سران قریش من در بدر كردند ، من با كشتن حسین و اهل بیت انتقام آنها را گرفته ام. و موارد دیگر از این قبیل. شاید به همین دلیل است که امام احمد بن حنبل یزید را کافر خواند زیرا به گفته وی ، صحت این گزارش در مورد یزید ثابت شده است. »(شرح الفقه الاکبر: علی قاری ، ص 2)
و اهل بصیرت از اهمیت آنچه توسط امام احمد بن حنبل گفته می شود آگاهی دارند. به همین دلیل است که تمام شاوافی ها و حنبلی ها متقاعد شده اند که یزید را نفرین کنند. ابن الجوزی روایت می کند که: "قاضی ابوعلی كتابی نوشت كه در آن از كسانی كه مستحق لعن هستند نام برد. در میان آنها یزید را نیز آورده است. در توجیه این امر ابوعلی این حدیث را نقل كرده است. به این معنا که:
هرکس مردم مدینه را به وحشت بیندازد ، خدا او را هراس خواهد داد. و بر چنین شخصی نفرین خداوند ، همه فرشتگان و مردم است. "
و هیچ بحثی نیست که یزید به مردم مدینه حمله کرد و آنها را به وحشت انداخت. (الصواعق المحرقه: 1/3)
در اینجا فقیه شافعی الحراسی سخنی بسیار جالب گفته است:
تا آنجا که به چگونگی متقاعد شدن سلف صالحین برای لعن یزید مربوط می شود ، در این رابطه از هر یک از ابوحنیفه ، مالک و احمد بن حنبل دو جمله نقل شده است: تسریع و تلویه. اما ما (شافعیان) فقط یک عقیده داریم و آن توصیف است (لعن با توضیح صریح) و چرا که نه؟ یزید برای شکار پلنگ استفاده می کرد. او طبل می نواخت و به الکل اعتیاد داشت. »(حیات الحیوان: 2/3)
با تأیید این مطلب ، صاحب نیبراس ثروتمند است:
برخی از محققان نفرین مشترک را بر یزید وارد کرده اند. یکی از آنها ابن الجوزی است که کتابی در توجیه لعن یزید نوشته است. به همین ترتیب احمد بن حنبل نیز هست که لعنت بر یزید را از قرآن توجیه کرده است. استدلال چیست و این ابوعلی است که از حدیث استدلال کرده است و همه اینها صحیح است زیرا وی به مدینه حمله کرد تا اینکه مردم مدینه را کشت و آنها را به شدت تحت فشار قرار داد. و هنگامی که یزید دستور ترور حسین را داد ، كافر شد زیرا دانشمندان اتفاق نظر دارند كه هر كه حسین را بكشد ، یا دستور ترور را بدهد ، یا ترور او را مجاز داند ، یا از آن راضی باشد. او سزاوار لعنت است. "(النبراس: 1/5)
حقیقت این است که وقتی موضوعی به موضوع مشخص فقه و تفسیر حدیث تبدیل می شود ، از قلمرو تاریخ فراتر می رود و وارد عقاید می شود ، بنابراین ، نظر برخی از افراد مبنی بر اینکه شهادت حسین فقط یک واقعه تاریخی است ، فقط بیان جزئی است زیرا انکار واقعیت تاریخی ممکن است ، اما انکار حقیقت فقهی و کلامی و تفسیری و حدیثی گمراهی است. از آنجا که همه راویان و مفسران و فقها و متکلمان شهادت حسین و مسئله یزید را موضوع فقه و کلام قرار داده اند ، این یک واقعیت دینی است که فقط در پرتو قرآن و سنت تصمیم گرفته شده است. و این تصمیم علمای حقیقت پیشنهاد و تحسین حسین در هر آینه است و این حقیقت واقعی در هر سطح است. محمد علی جوهر با توجه به این واقعیت گفته بود:
اسلام بعد از هر کربلا زنده می شود